بادرود به همه ی بینندگان عزیز.
ازاین به بعد باشما همراه خواهیم بود با بخش جدیدی به نام گزارش تصویری که همانطور که ازاسم آن پیداست به شرح خبر از نگاه تصویر میپردازد
همکارفعال ما دراین بخش اقای محسن شاکری،عکاس شهرستان خواهند بود.لازم به ذکراست وبسایت شهرستان چناران ازهمه ی عزیزانی که درزمینه عکاسی حرفه ای وتهیه گزارشات تصویری فعال هستند برای همکاری افتخاری دعوت بعمل می اورد
اولین گزارش تصویری هم مربوط میشود به آبتنی کودکان در آب های گل آلود شهر که با احتمال خطرات بسیاری همراه است.
عکس:محسن شاکری
.jpg)
.jpg)
برای دیدن بقیه عکس ها باکیفیت اصلی به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
معلم نورعشق تو تن تو معلم لاله گون شد پیرهن تو
زاحوال خوشت کس را خبر نیست چو دریا پاک بوده دامن تو

هرسال بافرا رسیدن این روزها ازماه اردیبهشت چه برای دانش آموزان امروز وچه برای دانش آموزان دیروز خود به خود خاطراتی از معلمان سالهای گذشته تداعی میکند.
کسانی که تنها برای ما به عنوان یک تعلیم دهنده در مدرسه نیستند بلکه اسوه ای از اخلاق ایثار وشجاعت اند
بی شک همه ما در محل زندگیمان چنین افرادی را می شناسیم که برای نجات زندگی دیگران جان خود را به خطر انداخته باشند ویا اقلا در خبرها از این دست فداکاری ها بسیار شنیده ایم که بازیگر نقش اولش معلمی باشد.

حال می خواهیم از کسی برایتان بنویسم که مانند همه معلمان همواره فردی دلسوز ومتعهد بکار بود و همه تلاش خود را وقف رسیدگی به شغلش میکرد وبه گواه همکارانش در این راه موفق بود.
اما حیف که دست تقدیر او را خیلی زود ازمیان ما گرفت.معلم علی حسن پور در روز 14 فروردین 1388 درهالی که به همراه خانواده ویک از ی دوستان از مسافرت نوروزی بسوی شهر خود برای به موقع حاضر شدن در محل کار باز می گشت در مکانی خارج از شهرستان گرمسار برای استراهت توقف کردند اما هنوز نفسی تازه نکرده بودند که متوجه می شود که دخترانش در استخر آبی که در همان حوالی بود افتاه اند و درحال غرق شدن اند این معلم جان فدا .........................
برای خواندن متن کامل این مطلب به ادامه مراجعه فرمایید...
با سلام خدمت همه ی همشهری ها عزیز وبازدیدکنندگان گرامی
امروز میخوام شما عزیزان رو با یه هنرمند دیگه والبته درقسمت شعرآشنا کنم
بعد ازمعرفی کتاب خانم اعظم جاودانی که بااستقبال شما عزیزان همراه بود این دفعه تصمیم گرفته شده که شمارا با کتاب شعر یک هنرمند دیگه آشنا کنم
شاعر:آقای جواد اسلامی
اثر:عقلم اگر نمی کشد،عشقم که می کشد
چاپ اول 1385
انتشارات خانه ی پژوهش
موضوع:شعر فارسی وشعر مذهبی

به گزارش خبرگزاری فارس از چناران حجتالاسلام مظفر تاجی در خطبههای نماز جمعه شهرستان ضمن تشکر از کاندیداها و طرفداران آنان که سبب شدند یک فضای رقابتی سالم درایام تبلیغات انتخاباتی با کمترین تنش به وجود آید، گفت: اختلاف نظرهای احتمالی که در دوران رقابت انتخاباتی پیش میآید، ممکن است خدای نکرده کدورت هایی را بین برخی خواهران وبرادران به وجودآورد اما شما نگذارید این کدورت ها باقی بماند بلکه همه دست رفاقت وبرادری به هم بدهبد.ایشان گفت:برنده ی واقعی این انتخابات،ملت سرفراز ایران اسلامی است که با لبیک گویی به ندای رهبری وکوری چشم دشمنان به پای صندوقهای رای آمدند

اینبار هم پی یه خبر جالب ازشهرم بودم اما فکر شو هم نمیکردم یه خبر ممکنه اینقدر عجیب باشه وبالاخره اتفاقات خاص هم در چناران پدیدار شد.برای منم باورش سخت بود اما هرجور بود با وجود مدارک وشواهد منم باورم شد شما هم بهتره برای باور این اتفاق عجیب ادامه متن وعکس های گویای همه چیز هست رو مطالعه بفرمایید
(مگه میشه صاحب عکس یکی ازشهدایی که عکسش روی تابلوشهدای شهرم هست پیداشده باشد)
ابراهیم برازنده:سلام من روح شهیدم

انگارهمه چیزدرست بود اول شوکه شدم ولی عکس خودم بود
کسانی که متوجه این موضوع شده بودند به شوخی وگاه سربه سر میگذاشتند،اول که به نظرم سرگرمی بود ولی طاقت نیاوردم پس ازچند روز به بنیادشهید رفتم وگفتم:سلام من روح شهیدم وآمده ام حق وحقوق خانواده ام رابگیرم.چون مرانمیشناختند گفتند بفرما روح شهید،جناب حسنی که مرانمی شناخت گفت:نمیخواهید خودت رامعرفی کنید؟گفتم ابراهیم برازنده.حسنی گفت:ای،یک برازنده شهید داریم؟
گفتم:من همان شهیدم وماجرا رابرایش تعریف کردم